رسانه‌های اجتماعی فرصتی برابر برای حضور و مشارکت اجتماعی است. مشارکت می‌تواند در ارکان سیاست، اقتصاد، فرهنگ و… باشد. اما در ایران مثل سایر موضوعات نگاهی سیاسی به آن می‌شود و منافع آن قربانی نگاه سیاست‌زده می‌شود. برای مثال تلگرام در ایجاد و توسعه‌ی مشاغل آنلاین در کشور ما نقش مهمی را برعهده داشته است اما مزایای اقتصادی این رسانه‌ی اجتماعی چوب سیاست‌زدگی را می‌خورد. هر کسی در هر کجای ایران که باشد به راحتی محتوا و کالای تولیدی خود را بدون واسطه عرضه کند. این فرصت به‌خصوص برای شهروندان دور از پایتخت که از امکانات کم‌تری برخورداند، بسیار کارآمد است. مشارکت فعال همه‌ی شهروندان یک کشور در اقتصاد، سیاست و فرهنگ بازوان پیشرفت آن کشور را قوی‌تر می‌کند و از هزینه‌ها و کمک‌های دولت می‌کاهد. از جمله این افراد تولیدکنندگان روستایی هستند که همراه شاهد ضرر و زیان آنها به‌خاطر عدم فروش محصولاتشان بوده‌ایم.

مهمترین مشکل کشاورزان و دامداران در فروش محصولات خود، عدم دسترسی به بازار مناسب برای فروش و فاصله از مصرف کننده است. دلالان و واسطه‌ها از این فاصله سود جسته‌اند و نان را از سفره‌ی تولید کننده به کام می‌برند. رنج و مشقت تولید محصول بر دوش تولید کننده‌ی روستایی است و سود آن در جیب واسطه. دلالان علاوه بر تحمیل زیان برتولید کننده، باعث افزایش قیمت در بازار و فشار بر مصرف کننده نیز می‌شوند. دلالان و واسطه‌ها تولیدات کشاورزی و دامداری را با قیمت اندک از تولیدکننده‌ی روستایی می‌خرند و با قیمت زیاد در بازار عرضه می‌کنند.

سال‌هاست که این زنجیره‌ی معیوب تولید، توزیع و مصرف در جریان است و راه‌کارهای دولتی از جمله تاسیس تعاونی‌های روستایی، هرچند در ایده و روی کاغذ کارساز هستند اما برای تولیدکننده و مصرف‌کننده تغییری ملموس ایجاد نکرده‌اند.

کارشناسان کشاورزی بر این باورند که بازاریابی یکی از ملزومات نظام تولید روستایی و آن را مقوله‌ای مهم‌تر از تولید می‌دانند و از بازاریابی به عنوان دست ناپیدای تولید یاد می‌کنند. مسائل و مشکلات بسیاری در زمینه بازاریابی محصولات کشاورزی در کشورمان وجود دارد که از آن جمله می‌توان به نامناسب بودن ساختار تسهیلات بازاریابی و سیستم اطلاع‌رسانی بازار. این عوامل مانع دست‌یابی تولیدکننده‌ی روستایی به درآمد محق و افزایش ارزش افزوده محصولات و نیز کاهش فقر و محرومیت روستاییان می‌شود.

فرصت برابر رسانه‌های اجتماعی این امکان را برای روستاییان فراهم آورده تا با حضور فعال در بازار آنلاین، بتواند بدون واسطه با مصرف‌کننده در ارتباط باشد و کلای تولیدی خود را با قیمتی متعادل‌تر برای طرفین، به‌فروش برساند. آنها از طریق همین محدود رسانه‌‌های اجتماعی فعال در ایران چون اینستاگرام و تلگرام شبکه‌ی بازاریابی خود را راه‌اندازی کرده‌اند و بازار خود را تقویت. هر چند که همه‌ی تولیدکنندگان روستایی از این امکان برابر استفاده نمی‌کنند، اما آنها که این فرصت را دریافته‌اند موفق شده‌اند بدون نیاز به کمک‌های دولت و دیگران، دست دلالان و واسطه‌ها را از کاشته‌ی خود قطع کنند و در چرخه‌ی اقتصاد کشور موثرتر از پیش حضور داشته باشند.

اما روستا تنها کشاورزی و دامداری نیست. بخصوص که خشکسالی تهدیدی جدی برای این‌گونه مشاغل است. خشک‌سالی دامن ایران را گرفته است و به گفته‌ی کارشناسان، امسال کم‌بارش‌ترین سال در نیم‌قرن گذشته را تجربه می‌کنیم. کمبود آب همچنین می‌تواند موجب مهاجرت‌های گسترده از مناطق حاشیه‌ای به شهرهای پرجمعیت شود. ایران جدیدترین نمونه از کشورهایی است که در آن وقوع بحران آب منجر به نارضایتی عمومی شده است. مهاجرت نیروی کار از روستا به شهر نوعی مهاجرت از بخش تولید به مصرف است، به عبارتی افرادی که در روستا می‌توانند به کارهای کشاورزی و دامپروری مشغول شوند و تولید را در اقتصاد افزایش دهند هنگام مهاجرت به شهر تبدیل به نیروی بیکار شده و تنها مصرف را افزایش می‌دهد. این درحالیست که مهاجرت از روستا به شهر باعث کاهش تولید و افزایش بیکاری و رشد شهرنشینی شده و همگام با رشد شهرنشینی، دولت باید خدمات عمومی از قبیل فضای سبز، جاده، خیابان، مسکن و… را تأمین کند و این موضوع بودجه زیادی را بر دولت تحمیل می‌کند. مهاجرت از روستا به شهر باعث گستردگی بیکاری در شهرها شده و معضلات اجتماعی از قبیل اعتیاد و بزه‌کاری‌ها را در پی دارد.

باید نگاه سنتی به روستا را کنار گذاشت و اقتصاد واشتغال آن را تنها در کشاورزی و دامداری نجست. روستا به خودی خود یک فرهنگ و یک جغرافیای بکر و دینی است؛ به‌گونه‌ای که هر روستا را می‌توان به عنوان یک منطقه‌ی توریستی معرفی کرد و چرخه‌ی اقتصاد آن را از این طریق به تحرک درآورد. روستاهای ابیانه و ماسوله نمونه‌ی واضح این مثال است. چرخه‌ی اقتصاد این روستا خیلی پیش‌تر از آن‌که خشک‌سالی دامن ایران را بگیرد، از راه توریست در جریان بوده است. بی‌آنکه اتکایی به کشاورزی داشته باشند.

به گفته‌ی ابوالفضل رضوی، معاون توسعه روستایی و مناطق محروم نهاد ریاست جمهوری، در دولت یازدهم ۲۸هزار روستا به اینترنت پرسرعت تجهیز شده است. دولت برای تکمیل پوشش دهی ارتباطات اینترنت و موبایل در جاده‎ها و روستاهای دورافتاده تلاش می‌کند. اما نگاه سیاست‌زده به تکنولوژی همواره استخوانی در گلوی پیشرفت و استقلال اقتصاد کشور بوده است.

مسوولان دولت روحانی چنان‌که بارها اظهار داشته‌اند مخالف فیلترینگ هستند اما نهاد‌های صاحب قدرت دیگر، هیچ‌گاه در عمل روی خوش به این موضوع نشان نداده‌اند. دولت هم تنها موفق به باز گذاشتن تلگرام و اینستاگرام بوده است. در اعتراضات سراسری اخیر خیلی زود تلگرام و اینستاگرام نیز مسدود شدند. مشاغلی که طی چند سال اخیر با اتکا به این تکنولوژی رشد کرده‌ بودند یک شبه کرکره‌ی‌شان پایین داده شد. شگفت آن‌که اشتغال محور اصلی این اعتراضات بود. بخصوص در شهرهای کوچک. درحالی که توسعه‌ی تکنولوژی بخوبی می‌تواند مشاغل جدید و فرصت برابر برای جوانان ایجاد کند و از مهاجرت آنها به شهرهای بزرگ و افزایش تعداد بیکاران جلوگیری کند.

فیلترینگ اخیر خود گواه این موضوع بود. شاید ما تنها صدای صاحبان کسب‌وکارهای آنلاین پایتخت را شنیده باشیم و از کسادی مشاغل روستایی وابسته به سوشال‌مدیا اطلاعی نداشته باشیم. اما معاون توسعه روستایی رئیس جمهور، در نشست بررسی وضعیت ارتباط‎رسانی به روستاهای کشور اظهار داشت که قطع شبکه تلگرام در چند هفته گذشته، باعث توقف ارائه کالای روستاییان در بازارهای مجازی شده.

ابوالفضل رضوی، در این نشست که با حضور وزیر ارتباطات برگزارشد، ضمن اشاره به لزوم حضور ابزارهای ارتباطی در روستاها افزود: باید ابزارهای ارتباطی در روستاها نیز حضور داشته باشند و بازار مجازی برای روستائیان کشور تعریف شود تا کالاهای روستائیان در این شبکه قابل عرضه باشد. او همچنین گفت: قطع شبکه تلگرام طی چند هفته باعث شد تا ارائه کالای روستاییان که از طریق این شبکه مبادله می‎شد متوقف شود. این موضوع نشان می دهد که روستائیان نیز همانند شهرنشینان از ابزارهای ارتباطی استفاده می کنند.